على محمدى خراسانى
322
شرح رسائل (فارسى)
1 - گاهى حدس يك حدس ضرورى و متكى بر مبادى حسيهء ضروريه است يعنى حاكى اجماع از راه يك سلسله مقدمات و مبادى حسيّهاى حدس مىزند رأى امام ( ع ) را كه آن مبادى براى هركس حاصل شود برايش حدس قطعى به قول امام حاصل مىشود فى المثل فقيهى در يك مسألهاى آراء و انظار و فتاواى جميع فقهاء اسلام را در جميع اعصار و امصار بدست آورده و به اين نتيجه رسيده كه فتواى همگان بدون استثناء مثلا وجوب است اين يك مبدأ حسّى ضرورى است سپس از اين راه حدس قطعى به قول امام مىزند يعنى يقين مىكند كه لابد رأى امام ( ع ) همين است حال براى هركس چنين مبدئى حاصل شود بطور عادت يقين مىكند كه فقهاى اين حكم را از امام گرفتهاند و اين قسم از حدس به منزلهء الحس است يعنى گويا از زبان امام ( ع ) حكم را شنيده و ارزش دارد ولى متأسفانه صرف فرض است و واقعيت خارجى ندارد . 2 - و گاهى حدس به قول امام يك حدس اتفاقى و متكى بر مبادى حسّيهء غير ضروريه است فى المثل آراء چند فقيه ماهر از قبيل صاحب جواهر و شيخ انصارى و ميرزاى شيرازى را تتبع كرده و چون به آنها اعتقاد صددرصد داشته و آنان را تالى تلو معصوم مىدانسته يقين كرده كه رأى مبارك امام ( ع ) هم همين است امّا مبدأ حسى اين حدس يك امر ضرورى نيست يعنى چنين نيست كه بطور عادى براى هركسى پيدا شود او نيز حدس بزند رأى امام ( ع ) را بلكه اتفاقى است يعنى هر فقيهى آن اعتقاد و حسن ظن را داشته باشد اين حدس را مىزند و الا فلا 3 - و گاهى حدس به قول امام متكى بر يك سلسله مبادى حدسيه و اجتهاديه است [ حدس در حدس ] فى المثل آيه يا روايتى را ديده و با اجتهاد و دقت نظر حكمى را استنباط كرده [ حدس اوّل ] سپس روى محاسباتى كه